تبليغاتX
 انتظار سبز Green wait
انتظار سبز Green wait
دفاع خالص از مقام ولایت حضرت صاحب الامر (عج)
شما خطبه مرا شنيده ايد؟

 

شب تاريك و

 

بيم دشمن و

 

تابوت زهرا

 

اشك حسن و

 

بغض حسين و

 

ناله زينب

 

دست تنهاي مرتضي و

 

گريه زمين و آسمان و

 

چشم منتظر رسول(ص)

 

فرياد ملائكه الله و

 

فغان عرشيان و

 

قبري نا پيدا در زمين

 

شب تاريك و

 

بيم دشمن و

 

تابوت او

 

او كه بشكسته پهلو دارد و

 

صورتي سيلي نشان

 

( از ميرناصر بوذري)

 

 

دوتا كبوتر تو مدينه آشيونه داشتند

 

تو كوچه هاي بني هاشم آب و دونه داشتند

 

يه روز يه عده صياد بي سر و پا رسيدند

 

لونه ي اون كبوترها رو به آتيش كشيدند

 

بال و پر يكي ازون كبوترها رو بستند

 

بال و پر اون يكي شونو دم در شكستند

 

بال و پر يكي ازون كبوترها رو بستند!

 

بال و پر اون يكي شونو دم در شكستند!

 

 

* * * * * * * * * * * * * * *  * * * * * * * * * * * * * 

شما خطبه مرا شنيده ايد؟

 

زماني كه ديدم ابوبكر بر مصادره فدك تصميم قاطع گرفته است سربند خود را بربستم و چادر خويش را بر خود پيچيدم و با عده اي از زنان قوم و خدمتكارانم به سوي مسجد رفتم من در حاليكه خود را به شدت پوشانده بودم و راه رفتن من بدون هيچ تفاوتي مانند راه رفتن رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بود بر ابوبكر كه در ميان عده اي از مهاجرين و انصار و غير آنان نشسته بود وارد شدم.

در اين هنگام پرده اي بين من و مردم آويختند.

آنگاه ناله اي جانسوز از دل برآوردم ناله اي كه تمام مردم را به گريه و زلزله در آورد.

سپس لحظه اي سكوت كردم تا فرياد و همهمه مردم خاموش شد و جوش و خروش آنان آرام يافت سپس كلام خود را با حمد و ستايش خداوند آغاز كردم و درود بر رسول خدا فرستادم.

پس از آن خطاب به مردم گفتم : هان اي مردم ! من فاطمه دختر محمد (ص) آنچه را ابتدا بگويم همان را در انتها نيز به زبان خواهم آورد آنچه مي گويم زياده روي نيست و آنچه انجام دهم ظلم و جور نيست.

پس بشنويد با گوش هاي باز و قلب هاي آماده ......

(و من سخنان خود را ادامه دادم تا )..........سپس اكنون شما مي پنداريد كه مرا ارثي از پدرم نيست؟

آيا به زمان و احكام جاهليت برگشته ايد؟

و چه كس در مقام حكم از خداوند بهتر است براي قومي كه به يقين رسيده اند؟

گوش فرا دهيد اي جمعيت مسلمان! به زور و ظلم و جفا ارث پدرم را از من گرفتند.

اي پسر قحافه ! خداوند هيچگاه نمي گويد كه تو از پدرت ارث ببري ولي من از پدرم ارث نبرم !عجب كار تازه و زشتي آورده اي؟ اينك اين تو و اين شترشتري مهار زده و رحل نهاده شده برگير و ببر.

با تو در روز رستاخيز و محشر ملاقات خواهد كرد پس چه نيكو داوري است خداوند ونيكو دادخواهي است محمد (ص) و چه خوش وعده گاهي است قيامت.

آنروز و آن ساعت اهل باطل زيان مي برند هر اتفاقي قرارگاهي است و بزودي خواهيد دانست كه عذاب خوار و ذليل كننده بر سر چه كسي فرود خواهد آمد و عذاب هميشگي بر سر چه كسي حلول خواهد نمود.

سپس به سوي قبر پدرم رو كردم و گفتم كه بعد از شما خبر ها و مسائل مختلفه و بلاهاي درهم و بر همي اتفاق افتاد كه اگر شما مي بوديد آنچنان بزرگ جلوه نمي كرد. مرداني! چند از امت شما همين كه رفتيد و پرده خاك ميان ما و شما حائل شد اسرار سينه ها را آشكار كردند.

همين كه شما رفتيد مرداني! به ما رو ترش كردند و خفيفمان شمردند و هر ميراثي از ما غصب شد. در اين هنگام همه مردان و زنان به سخنان من گريه مي كردند.

سپس من رو به جانب انصار كردم و گفتم: اي بازوان ملت! اي حافظان اسلام! اين ضعف و سستي و غفلت در مورد حق من از چيست؟ و اين سهل انگاري ازكمك به دادخواهي من چرا؟

مگر پدرم رسول خدا صلي الله عليه و آله نمي فرمود حرمت و احترام هر كس در مورد فرزندان او حفظ مي شود؟ چه زود مرتكب اين اعمال شديد! و چه زود بي احترامي را شروع كرديد! آيا اينك كه رسول خدا صلي الله عليه و آله از دنيا رفته است دين او را نيز مي كشيد و مي گوئيد ما هيچ وظيفه اي نداريم؟

آگاه باشيد ! كه همانا رحلت پيامبر مصيبت بزرگي بود و ضعف و سستي در ميان شما كه بر اثر اين مصيبت پديد آمد نيز بسيار زياد است و آن همبستگي كه در ميان شما  بود از بين رفت و زمين بواسطه غيبت و رحلت او تاريك و ظلماني شد و كوه ها  از هم متلاشي شدند و آرزوها  به نا اميدي و بي خبري كشيده شدند و حريم و حرم پيامبر بعد از او ضايع شد و حرمت او هتك گرديد و مصونيت و امنيت حرم او از بين رفت و خداوند در كتاب خود قبل از رحلت پيامبر اين حوادث را به شما گوشزد كرد و به شما هشدار داد آنجا كه فرمود : و محمد (ص) نيست مگر پيامبري كه پيش از او فرستادگان ديگري از دنيا رفتند پس اگر او بميرد و يا كشته شود به عقب بر مي گرديد ؟ و آن كس كه به عقب بر گردد به خدا زياني نمي رساند و خدا شكركنندگان را پاداش خواهد داد.(ايه 144 سوره آل عمران)

خيلي دور و بعيد است از شما اي گروه انصار! آيا من خرد شوم و مظلوم شوم بخاطر ارث پدرم؟! در حالي كه شما در جلوي ديدگان من هستيد و صدايتان را مي شنوم و در يك اجتماع قرار داريم ؟! و در حالي كه شما داراي افراد و نفوذ گفتار مي باشيد ودر حالي كه داراي شمشير و سلاح و سپر هستيد و در حالي كه شما نخبه هايي هستيد كه خداوند از ميان مردم انتخابتان كرد و با اينكه شما با سران عرب از مشركين جنگيديد و سختيها و رنج ها را تحمل كرديد و به مبارزه با ملت هاي مشرك و شجاعان بي منطق رفتيد تا آنجا كه سنگ آسياي اسلام را به گردش درآورديد و در نتيجه بركات روزگار همچون شير جريان و كثرت پيدا كرد و آتش هاي جنگ خاموش شد و فواره شرك از جريان باز ايستاد و موج فتنه و ظغيان آرام گرفت و نظام و حكومت دين محكم و استوار گرديد.

آيا پس از حركت باز ايستاديد؟ و پس از آن اقدام محكم و داغ به عقب برگشتيد و به سردي گرائيديد؟ و بعد از آن شجاعت ها ترسيديد؟ آن هم از قومي كه قسمت هاي خود را بعد از عهد و پيمان شان شكستند و بر دين و ايمان شما ضربه وارد كردند؟

پس بكشيد پيشوايان كفر را چرا كه به تحقيق هيچ حرمتي از آنها بر شما نيست شايد كه به اين ضربه زدن ها و كج دهني هاي به دين پايان بدهند*.

آگاه باشيد كه همانا من مي بينم كه شما به رفاه و خوشگذراني پناه آورده ايد!و به سكونت و آرامش كاذب ميل پيدا كرده ايد و در نتيجه رها ساختيد آنچه را نگهداري مي كرديد و آنچه خورده بوديد بالا آورديد. پس اگر شما و هر كس كه بر روي زمين زندگي مي كند كافرشويد هيچ ضرري به خدا نمي رسد چرا كه خداوند بي نياز و مورد حمد و ستايش خواهد بود.

آگاه باشيد ! همانا من براي شما گفتم آنچه را در اينجا گفتم در حالي كه مي دانم كه شما ياريم نمي كنيد و اين ترك نصرت و ياري با روح شما عجين شده است چرا كه سرنيزه هايتان كند و شكسته شده و يقين شما به دين به ضعف و سستي تبديل شده .

پس بگيريد فدك را و آن را محكم بر پشت اين شتر مجروحي كه پاهاي آن ضعيف و سست مي باشد ببنديد ولي بدانيد كه ننگ و عار آن در طول تاريخ برايتان باقي خواهد ماند و داغ و نشانه آن با صدائي رسا به آيندگان خواهد رسيد و عاقبت اين فدك و غصب خلافت و سكوتتان شما را به آتش برافروخته خداوند رسانيد آن آتشي كه بر دل ها زبانه مي كشد و بدانيد كه آنچه انجام مي دهيد در حضور خداوند حاضر است آنجا كه مي فرمايد و بزودي ستمكاران مي فهمند چه عاقبتي در انتظار آنها است.( آيه 227 سوره شعرا)**.

* - آيا اين جمله حكمي از سوي گوينده نبوده است؟ آن هم از گوينده اي معصوم و آن هم از مرضيه اطهر نور هستي مدافع ولايت علي و مادرامامان معصوم كه همه معلمين دين خدا بوده اند.

** - اين متن در كتاب هاي مرجع  از زبان راويان ديگر نوشته شده و بنده براي شما از زبان حضرت مولاتنا سيدة نساء العالمين مادرم   فاطمه زهرا بنت رسول الله صلواة الله عليهما نوشتم. 

 

* * * * * * *  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

با تبريك سالگرد ميلاد مولاتي حضرت زينب  سلام الله عليها به

محضر مولا صاحب الامر والزمان اقا بقية الله الاعظم روحي فداه

 و شيعيان و مشتاقان و عاشقان ظهورش نگاهي را درباه

 آثار تاريخي خطبه هاي حضرت زينب و مولانا حضرت امام سجاد

عليهما السلام عرض مي كنم

حتما بخاطر داريد كه

حضرت علي (عليه السلام) در تهديد و با ضرب شمشير

و مستقيم در مسجد شهيد شدند

و معاويه به پسر خود يزيد گفت

 تجربه بدي دارم با اين خاندان مستقيم برخورد نكن

 و خودش هم امام حسن را در خفا و با سم شهيد كرد

 بعد يزيد حرف پدر را نشنيد و امام حسين را در ملا عام

 و با شمشير و مستقيم به شهادت رساند

 و تاريخش برچيده شد ولي پس از خطبه

 حضرت زينب و امام سجاد عليهما السلام

در شام و در قصر يزيد

 از آثار اين خطبه اين بود كه از زمان امام سجاد تا زمان

شهادت امام حسن اباالحجة عليه السلام

 و غيبت امام زمان ستمكاران و ظالمان ديگر مستقيم و

با شمشير نتوانستند ائمه را به شهادت برسانند

 يعني

در حاليكه كينه و عداوتشان زياد بود و دشمني شان بسيار بود

و اقدام هم مي كردند ولي جرات خطاي علني نداشتند

 و همه امامان پس از حضرت

 امام حسين در اثر دو خطبه تاريخ ساز ايشان

 همه با سم و در خفا و دور از چشم و

و غيبت امام زمان ستمكاران و ظالمان ديگر مستقيم و

با شمشير نتوانستند ائمه را به شهادت برسانند

 يعني

در حاليكه كينه و عداوتشان زياد بود و دشمني شان بسيار بود

و اقدام هم مي كردند ولي جرات خطاي علني نداشتند

 و همه امامان پس از حضرت

 امام حسين در اثر دو خطبه تاريخ ساز ايشان

 همه با سم و در خفا و دور از چشم و

با حيله و ترفند و دغل و كلك اهل ستم شهيد شدند

و اين يعني حضرت زينب

 شمشير آزاد و تيز خلفاي بني اميه و بني عباس را در طول بيش از 180 سال غلاف كرد

 و خشم علني ايشان را به زمين نشاند در حالي كه ايشان تسلط بر جامعه داشتند حاكم بودند

و زور مي گفتند ولي جرات شمشير كشي بر عليه اولاد زهرا عليهم السلام را نداشتند

 زيرا كه او (زينب ) همه شمشير ها را شكسته بود

 

يعني اينكه اگر از امام سجاد تا امام حسن اباالحجه با شمشير شهيد نشدند

و بدنشان از ضرب شمشير خصم  پر كينه ايمن شد از بيمه زينب است - نظر شما چيست؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * *

 

 


[ ]
+
اول مصیبت خوان علی (ع)

اول مصيبت خوان ولايت علي (ع)

 

1 – آيا مي دانيد حضرت امام باقر (ع) درباره آيه ذيل چه مي فرمايند؟

 

ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبي و الذين امنوا و الله  ولي المومنين

 آيه 68 سوره آل عمران

 

همانا سزاوارترين مردم به ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي كرده و اين پيغمبر و كساني كه ايمان آوردند.

 

حضرت امام باقر عليه السلام مي فرمايند: ايمان آورندگان امامان و پيروان ايشان هستند و خدا دوستدار مومنان است .

بارالها اسامي ما را جزء دوستان و محبان حضرت مهدي آل محمد (عج) بنويس و ما را به سبب محبت او به مقام قرب خودت برسان و به عزت و افتخارات هميشگي او ما را ببخش و از خطاهاي ما در گذر. 

 

2 –  سليمان بن جعفر از حضرت امام رضا (ع) روايت مي كند كه مولا علي بن ابي طالب فرمودند:

در بال هر هدهدي به زبان سرياني نوشته  شده است آلمحمد (ص) بهترين مخلوقات است*.

 

اگر با قدري تامل و تدبر اين روايت را بنگريم مي يابيم خالق هستي چقدر مقامات آل محمد را بالا و والا اعلام كرده كه بر بال اين پرنده زيبا و خوش آوا كه بر سر همه زمينيان به پرواز در مي آيد اين خبر را مي نگارد تا همه مسلمين در سايه اين كلام معتبر زندگي كنند و اين نگارش و اهميت دادن از سوي خالق بي مثال بيانگر ضرورت  توجه و امتثال بيش از پيش ما نسبت به اين خاندان هم مي باشد و اينكه هيچكس ديگر نمي تواند نام خود را به نحوي در آسمان بنويسدو يا بر سر منقار و يا بال پرنده اي آن به زبان سرياني بنويسد و اين اشاره خداوند نشانگر عظمت و ميزان قرب ائمه هدي در نزد خداوند است كه اگر مي خواهيد به او نزديك شويد به اين پيشوايان آسماني دست بياويزيد.

 

3 – آيا مي دانيد حضرت امام جعفر صادق (ع) درباره قول خداي تعالي در آيه 15 سوره يونس

 چه مي فرمايند؟

و اذا تتلي عليهم ايتنا بينت قال الذين لايرجون لقائنا ائت بقرآن غير هذا او بدله قل ما يكون لي ان ابدله من تلقاي نفسي ان اتبع الا ما يوحي الي اني اخاف ان عصيت ربي عذاب يوم عظيم

 

و هر گاه آيات روشن ما بر خلق تلاوت شود منكران معاد كه اميدوار به لقاي ما نيستند به رسول ما اعتراض كرده گفتند: اگر تو رسول هستي قرآن ديگر بياور و يا اين ! را تبديل كن !

اي رسول ما در پاسخ به آنها بگو مرا نرسد كه ازپيش خود او را تبديل كنم! من از هيچ چيز جز وحي خدا پيروي نخواهم كرد و اگر من عصيان پروردگار كنم از عذاب روز بزرگ قيامت مي ترسم.

 

حضرت امام جعفر صادق مي فرمايند كه مشركين مي گفتند : قرآن ديگري بياور و يا اين علي را عوض كن**!

 

مصيبت از اين بيشتر كه پيامبر خاتم براي تبليغ دين حق ناسزا بشنود او را مجنون  بخوانند و آنچه مي دانيد بر سرش بريزند با او بجنگند و تحريمش كنند و بعد رو در روي او بايستند و بگويند اصلا يا اين كتاب و دين را عوض كن و يا اين وصي و ولي خود را تبديل كن. اكنون كه ريشه تغيير و تبديل در دين به ريشه وصايت نبي مصطفي  بر علي مرتضي بر ميگردد حق نيست با تمام جان و دل به دين پاك مهدوي دل ببنديم و به كلام ائمه معصومين چشم بدوزيم و دست دعا برداريم كه الهي صراط حميده مستقيم خود را به ما نشان ده و ما را ياري كن كه در آن قدم بگذاريم و به چراغ هدايت نگاه كنيم و با توسل به چهارده نور پاك آسماني تو خودمان را به زمان ظهور حضرت بقيه الله الاعظم برسانيم  وبارالها ما شهادت مي دهيم كه تو اول مصيبت خوان اين مصيبت تهاجم به ولايت مولا علي هستي كه نه در احاديث قدسي و ويژه نبي بلكه در آيات اعجاز و هميشه ماندگارت به ما اعلام كردي كه مي گفتند وصي خود را عوض كن!

 

 الهي به محمد و آل محمد عجل علي ظهور ولي امرك المهدي الهادي القائد القادر القائم المنتقم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

* - اخبار و آثار حضرت امام رضا (ع) صفحه  321 – روايت21.

** - اصول كافي سيد جواد مصطفوي – جلد 2 – صفحه 287- روايت 37 .

 

 


[ ]
+
یک صحنه و سه راوی

يك صحنه و سه راوي !

 

اي رسول اما دخترت به او ستم مي كنندو حقش را غصب

 و او را از آن محروم مي دارند هماني كه تو برايش قرار مي دهي

 در حال بارداري او را زده بدون اجازه وارد خانه اش مي شوند

 آن هنگام است كه بي كسي گريبان گير او شود و ياور و

 نگهدارنده اي نيابد در اثر آن ضربه ها فرزندش

سقط مي شود و خودش هم ميميرد.

جبرئيل امين در شب معراج از سوي خداوند

 

هيزم انبوهي بر در خانه ام گرد آوردند و آتش افروختند تا خانه

 و همگي ما را به آتش بكشند من به پشت در رفته آنان را به خدا و پدرم

 سوگند دادم تا از ما دست بردارند و ياريمان كنند عمر تازيانه را از

دست قنفذ غلام ابوبكر گرفت و بر بازويم زد كه جايش چون

بازوبندي متورم شد و در را چنان با لگد زد كه باز شد و محكم به

من كه باردار بودم خورد و مرا با صورت نقش زمين كرد آتش زبانه مي كشيد

 و صورتم را مي سوزاند سپس چندان به صورتم سيلي زد كه گوشواره ام

 تكه تكه افتاد و درد زايمان مر فرا گرفت و محسن بي گناه را سقط كردم.

نور چشم پيامبر خاتم

 

 خانم دو عالم حضرت فاطمه زهرا

 

سلام الله عليها

 

پس از انجام مشورت براي بيرون كشيدن

 او به در خانه اش رفتم فضه خادمه آمد .

گفتم: به علي بگو كه براي بيعت با ابوبكر بيرون بيايد

چون تمام مسلمانان خلافت او را پذيرا شده اند.

فضه گفت: اميرمومنان علي سرگرم كار است.

گفتم: اين حرف را رها كن به او بگو بيرون آيد و گر نه

 وارد خانه شده به زور بيرونش مي آوريم.

در اين هنگام فاطمه پشت در آمد و گقت:

 اي گمراهان دروغگو! چه مي گوئيد؟ چه مي خواهيد؟

گفتم: اي فاطمه!

گفت: چه مي خواهي عمر؟

گفتم: پسر عمويت با چه خيالي تو را فرستاده

 و خود پرده نشين شده است؟

گفتك طغيانگري تو مرا به اين جا كشانيد تا حجت بر تو

 و هر گمراه سركشي تمام شود.

گفتم: اين ياوه ها و افسانه هاي زنانه را كنار بگذار

 و به علي بگو بيرون آيد.

گفت: دوستي و كرامتي شايسته تو مباد! عمر! مرا از

 حزب شيطان ميترساني؟ و حال آنكه حزب شيطان زبون و ضعيف است.

گفتم : اگر بيرون نيايد هيزم انبوهي آورده خانه

 و ساكنانش را به آتش مي كشم و مي سوزانم

 يا اين كه علي براي بيعت برده شود.

سپس تازيانه قنفذ را گرفتم و با آن فاطمه را زدم

به خالد بن وليد گفتم تو و ديگر مردان برويد

 و هيزم جمع كنيد و

 به فاطمه گفتم: من اين خانه را به آتش مي كشم .

 گفت: تو و ديگر مردان برويد هيزم جمع كنيد .

به فاطمه گفتم: اين خانه را به آتش مي كشم.

گفت:اي دشمن خدا و اي دشمن پيامبر خدا

 و اي دشمن اميرالمومنين!

در اين هنگام دست هايش را بر در گذاشت

 تا از باز كردن آن جلوگيري كند.

او را كنار زدم ولي باز كردن در دشوار شد.

با تازيانه بردست هايش زدم تا آن را رها كند

 از شدت درد ناله و گريه اش بلند شد.

نزديك بود نرم شوم و از آنجا باز گردم ولي كينه هاي علي

 و كشتار او از دلاورمردان عرب و مكر و افسون محمد را به ياد آوردم.

فاطمه خود را به در چسبانده بود تا باز نشود.

چنان لگدي به در زدم كه

فرياد فاطمه را شنيدم گفتي كه آن ناله مدينه را زير و رو كرد.

او فرياد كرد:

يا ابتاه يا رسول الله هكذا كان يفعل بحبيبك و ابنتك ؟

 آه ! يا فضه! اليك فقد و الله قتل ما في احشابي من حمل

اي پدر جان ! اي پيامبر خدا! اين چنين با حبيبه

 و دخترت بايد رفتار كنند! آه! اي فضه مرا درياب به خدا سوگند

 آن كه در شكم داشتم كشته شد!

در حالي كه به ديوار تكيه داده بود شنيدم

كه درد زايمانش گرفته است .

فاطمه با همان حال جلو آمد تا مانع ورودم شود.

چشمانم را پرده اي فراگرفته بود

 از روي روپوش چنان سيلي به صورتش زدم كه گوشواره

 از گوشش كنده شد

 و تلو تلو خوران نقش زمين شد....*

ملعون ثانی

 

مولايمان حضرت اباالحسن سلطان

 

 علي بن موسي الرضا مي فرمايند:

 

خداوند متعال با غضب فاطمه غضبناك

 

 و به رضاي او رضايت دارد**

 

 

خدايا بار پروردگارا براي انتقام ستم ها و

 

 اذيت هاي دختر مكرم نبي خاتم خود (ص)

 

ولي و نماينده قادر خود را برسان كه

 

ديگر منتظران را به لب آمد نفس

 

همان امامي كه قول است در رجعت خويش

 

 همين نامه ستمگر ظالم به مادر ائمه (ع)

 

 را به زمينيان عرضه مي كند و آن ظالم دومي

 

 را تو به تقاضاي او زنده مي كني

 

 و حضرت ايشان به سند همين نامه غرورانگيز

 

 اين جنايت كار خوش خيال او را

 

محاكمه و مجازاتي سنگين مي كند و دل

 

 مادرسادات و شيعه دلسوخته او آرام مي گيرد.

 

*مرحوم علامه مجلسي – بحارالانوار جلد 8  از صفحه 222 به بعد

به نقل از كتاب كلبه احزان – صفحه 179 – تاليف مرحوم شيخ عباس قمي.

**عيون الاخبار جلد 2 صفحه 26

*************************************************

 


[ ]
+
یک خواب رویائی

یک خواب رویائی (قصه)

همین چند روز پیش بود که توانستم خودم را با این سیمرغ زمینی به مشهد برسانم، به اطراف حرم رضوی که نزدیک شدم بوی کربلا می آمد گویا امام حسین هم به زیارت سلطان خراسان آمده بودند شاید اگر با چشم دیگری می دیدم جای پای علمدار کربلا را در سرزمین طوس می دیدم، با دلی شاد که بوی مشک نینوا را یادآورم می شد خود را به ضریح معطر مولایمان حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا رساندم از دل شکستگی خود نگفته بودم که ایشان از کرم خویش اشک فراوانی را روزی من نمودند و من هم درک فیضی کردم که مپرس و تا آرام بشوم مدتی طول کشید.

زائران دیگر التماس دعایم می گفتند، و چراغ های همیشه روشن به تابیدن به زیر پای زوار افتخار می کردند و ستون های مرمرین همه می گفتند ما همه اینجا ایستاده ایم تا شما لحظه ای و ساعتی را در انس با امام رضا باشید و فیضی بگیرید.

من هم خود را جمع و جور کردم و درد دل کردم از خستگی های همه دوستانم به امام گفتم، چند تا مریض اول صف بودند که خالصانه التماس دعا گفته بودند، تعدادی هم از مضطرین جان به لب رسیده که مرا دم آخری دیده بودند و گفته بودند اسم ما را به آقا بگی ایشان خودشون می دونن چکار کنن ما که راضی به رضای خدای رضا هستیم، طبق روال همیشگی خودم اول سلامی به پدر ایشان جناب حضرت موسی بن جعفر کاظم دادم و بعد هم به فرزند بزرگوار ایشان جناب باب المراد حضرت محمد بن علی جواد عرض ادب کردم، خودم را به ضریح حضرت چسباندم و بوسیدم و زیر لب دعای فرج فرزند غریبش را خواندم و خدا را به حرمت امام رضا قسم دادم که خدایا به عزت معین الضعفا و الفقرا تو دیگر ما ضعیفان را دریاب که خیلی خیلی تنهائیم، خدایا ولی و آقای ما را برسان که ما همه در انتظار اوئیم.

ندانستم این لحظه چگونه نصیب من شد که یکباره نور سبزی را در ضریح مولانا اباالحسن حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی دیدم، شنیدم که سلام مرا به سلام گرمی جواب دادند و مرا پیش خود خواندند و من جلو رفتم و من دیگر صدای زائرین را آرام می شنیدم و

من گفتم:ای امام رضا از وضع شهرمان....

امام فرمودند: می دانم

من گفتم:از وضع دیندارانمان....

امام فرمودند:من می دانم

من گفتم:از وضع دشمنانمان

امام فرمودند:آن را هم می دانم

من گفتم:از تکلیف ما با این دین خدا بگوئید

امام فرمودند:گفته ام

من گفتم:کجا؟ ای مولای من کجا؟

امام فرمودند:مگر نخوانده ای من به یونس بن عبدالرحمن گفتم و مرحوم شیخ عباس قمی آنرا در کتاب مفاتیح الجنان پس از دعای عهد جای داد و آن پیام من به همه شماست ، همه شما منتظرین و مومنان به ولایت فرزند عزیزم مهدی قائم در عصر تلخ و سنگین غیبت.

من گفتم:در همین مفاتیح که ما در خانه داریم.

امام فرمودند: آری همان که با کلام اللهم ادفع شروع می شود.

من گفتم:و تکلیف ما مردم که کاسه چه کنم در دست داریم و بر سر چهارصد راهه ها بی پدر ایستاده ایم؟

امام فرمودند:شناخت خوب و کاملی از وضع عصر غیبت و تحلیل جامع و دقیقی را از گرایشات اجتماعی حاکم در عصر غیبت بعلاوه تکالیف منتظران که در این موقع چه باید بگویند.

من گفتم:مولا جان می شود قدری از آن را برایم ذکر فرمائید.

امام فرمودند:«خداوندا به وسیله او(حضرت مهدی - عج) شهرهایت را از هر گونه تعفن نفس پلید پاک کن و به وسیله او بندگانت را از هر گونه بیماری روح و جسم شفا عنایت فرما، پروردگارا به وسیله او مومنین به درگاهت را عزت و سربلندی ببخش و به وسیله او آداب و سنن کهنه شده پیامبران قبلی خودت را احیاء کن، بارالها به وسیله او زنده کن آنچه را که از دینت در عمل ناخالص مسلمین و بی اعتنائی مومنین کمرنگ شده است و دین حقیقی و خالصت را به وسیله او حیات بخش. بار پروردگارا به وسیله او آنچه را که از احکام اساسی و اصول اعتقادی دین تو در طول زمان تغییر و تبدیل یافته احیاء کن تا آنجا که به دست او شریعتی نوین و آئینی کاملا تازه برای امت اسلام باز آید که دیگر هیچ ناراستی و بدعتی در آن نباشد و تا آنجا که به وسیله عدل او بنیان هر ظلم و جور و ستم را نابود سازی و آتش هر کفر و نفاق را به کلی خاموش گردانی و عهد و پیمان های قدیمی حق را آشکار سازی و پایه های گم شده عدل را بیان ساخته و معلوم نمائی»*.

آخرین کلام عرشی امام را که شنیدم در لحظه ای دیگر خود را در کنار ضریح دیدم که شیدا و واله آن کرم رضوی نشسته ام.

گفتم عجب رویای صادقه شیرینی بود و دیدم در کنارم فرد دیگری با امام رضا نجوا می کند که اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن....و من هم با او همنوا شدم.

دقایق دیگری هم گذشت من از رواق ها گذشتم و به صحن آمدم و در سقاخانه اسمال طلا آبی نوشیدم و سلامی به شهید کربلا دادم و صلواتی هم برای علمدار او عباس بن علی فرستادم که خیلی روح افزا شد، دیدم فردی به طرف من آمد و گفت این پاکت برای شماست.

پاکت را باز کردم و دیدم حواله دیگری از امام رضا برایم رسیده که دیگر ایشان مرا حسابی شرمنده کرده بودند با این دعوتی که به مهمانسرای حضرتی از من کردند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* - این بخش ترجمه از دعای امام رضا علیه السلام است که در مفاتیح الجنان کامل آنرا می خوانید.


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!