بســـــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
این مطلب را برای شما از وبلاگ المنتقم مستقیم کپی کردم
با سپاس و تشکر از ایشان و قدردانی از حسن انتخاب مدیر وبلاگ
دست حق و نظر لطف فرزند معصوم و وارث برحق مولا علی حضرت آقا و سیدنا
بقیه الله الاعظم اباصالح المهدی صاحب زمان و ولی امر بر سر ایشان و شما برقرار باد
آدرس وبلاگ المنتقم :http://ain-almontagim.blogfa.com/
سالروز شهادت جانسوز مولی الموحدین، امیر المؤمنین، علی بن ابی طالب را به فرزندش منتقم آل محمد علیهم السلام و شیعیان و محبین آن حضرت تسلیت عرض می کنم
از چه کسی باید آموخت؟
انسان ها در طول تاریخ و حیات بشری هریک برای خود الگو و اسوه ای داشته اند و در گفتار و رفتار خود از او الهام می گیرند، خوبان نیکان را برای خود الگو گرفته و بدان اشر را اسوه برای خود می پذیرند. پروردگار رسولان را فرستاد تا هدایت کنندۀ مردم باشند و مردم را فرمود تا از آنان درس گرفته و آن بزرگواران را برای خود اسوه قرار دهند، و در هر کاری از کوچک و بزرگ به آنان مراجعه نمایند تا دنیائی سعادتمند داشته باشند و در آخرت رستگار شوند.
در تفسیر نور الثقلین آمده است: هنگامی که به امیر المؤمنین اعتراض شد که چرا پس از رسول خدا سکوت اختیار کردید و با غاصبان خلافت جنگ نکردید تا حق خود را از چنگال آنان درآورید؟ حضرت فرمودند:" انّ لي بسنة الأنبیاء اسوة فیما فعلت، قال الله تعالی في محکم کتابه:" لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة " قالوا: و من یا امیر المؤمنین؟ قال: اولهم ابراهیم..... و لي بابن خالته لوط اسوة إذ قال لقومه:" لو أنّ لي بکم قوة أو آوي إلی رکن شدید " فان قلتم انّ لوط کانت له بهم قوة فقد کفرتم و ان قلتم لم یکن له بهم قوة فالوصي أعذر " همانا من روش و سنت انبیا را در کاری که انجام دادم برای خود اسوه قرارا دادم، خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید: به یقین برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق خوبی بود.
ازامیر المؤمنین پرسیدند: کدامیک از پیامبران؟ فرمود: اول آنان ابراهیم ... [یک یک پیامبران را شمرد تا فرمود:] و خاله زادۀ ابراهیم حضرت لوط که از او نیز سرمشق گرفتم، هنگامی که فرمود: ای کاش مرا بر منع شما قدرتی بود، یا پشتیبان و پناه محکمی که به آن پناه برم، پس اگر بگوئید لوط را قوت وقدرتی بر منع آنان بود [و آنان را مانع نشد و با آنان ستیز نکرد] در این صورت کافر شدید و اگر بگوئید او را قدرتی بر منع آنان نبود [و برای همین نتوانست با آنان ستیز کند] پس عذر وصی رسول خدا موجه تر می باشد.
و ما مسلمانان نیز رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام را باید برای خود اسوه قرار دهیم تا هم خدا را فرمانبرده و هم در دنیا و آخرت سعادتمند باشیم. تاریخ حیات آن بزرگواران را بخوانیم و وصیت ها و سفارش های آنان را آویزۀ گوش کنیم.
وصیت امیر المؤمنین به شیعیان
مرحوم علامۀ مجلسی در کتاب بحار الانوار از قول عبد الرحمن بن حجاج وصیتی را از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام نقل می کند که به بعض از قسمت های آن اشاره می شود: به نام خدای بخشندۀ مهربان. این وصیتی است از جانب علی بن ابی طالب، اعتراف دارم به یگانگی خدای تعالی و شهادت می دهم محمد بنده و رسول خدای می باشد، پروردگار او را برای هدایت مردم و دین راستین فرستاده تا آن را بر تمام ادیان برتری دهد اگرچه مشرکان را ناخوش آید، درود بر رسول خدا و اهل بیت او... ای حسن! تو و تمام اهل بیتم و فرزندانم و هرکس را که این نوشته به او برسد سفارش می کنم به داشتن تقوی و التزام به اسلام...
به ریسمان الهی (ولایت اهل بیت علیهم السلام) چنگ بزنید و هرگز متفرق نشوید... به خویشان خود رسیدگی کنید تا خدای تعالی حساب قیامت را بر شما سهل و آسان بگیرد. به ایتام کمک کنید تا بهشت منزلگاه شما بشود... خدا را در عمل نمودن به دستورات قرآن در نظر بگیرید و آنطور نباشد که دیگران (غیر مسلمانان) بر شما [در انجام دستورات پروردگار و کارهای خیر] سبقت بگیرند. خدا را در رعایت حال همسایگان در نظر داشته باشید چراکه رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوسته در مورد آنان سفارش می نمودند تا جائی که گمان کردیم همسایگان ارث می برند!!!
خدا را در بجا آوردن حج بیاد آورید، و نگذارید بیت الله الحرام از وجود شما خالی بماند، کمترین چیز برای بجا آورندۀ آن غفران گناهان او می باشد... نماز ستون دین شماست، زکات خاموش کنندۀ غضب پروردگار است، و روزۀ ماه رمضان سپر است برای شما از آتش جهنم... خدا را در مورد ذریه و اهل بیت پیامبرتان مورد توجه قرار دهید، به آنان ظلم نشود و حال آنکه شما قادر بر دفاع از آنان باشید!! [و چقدر به اهل بیت ظلم می شود و ما بی توجه از کنار آن می گذریم و هیچ دفاعی نمی کنیم].
خدا را خدا را در مورد اصحاب پیامبرتان در نظر بگیرید، آن کسانی از آنان که نوآوری و بدعت در دین خدا نکردند [و کلام خدا و رسول الله را تغییر ندادند] و آن کسانی که بدعت گذاران را مأوا و پناه نداده و تأیید نکردند، همانا رسول خدا نسبت به آنان سفارش نموده و بدعت گذاران و تأیید کنندگان آنان را لعنت فرمودند...
در راه خدا از ملامت ملامت کنندگان نترسید، پروردگار نسبت به آزار دهندگان و ظلم کنندگان به شما برای شما کفایت است. امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید در غیر این صورت پروردگار امور شما را به دست بدترین مردم قرار می دهد، آنگاه دعا می کنید اما به اجابت نمی رسد و نفرین شما آنان را نمی گیرد!!!
با هم نیکی کنید و از یکدیگر جدا نشوید و همدیگر را بر نیکی و تقوا یاری نمائید نه بر گناه و دشمنی و عداوت، از خدا بترسید چرا که عقاب و عذاب او بسیار سخت است. خدا شما را حفظ نماید و پیامبرتان را درمیان شما حفظ کند، شما را به خدا می سپارم و درود و رحمت او را برای شما طالبم.
به خاک سپاری مولا در دل شب!!
خوارج و مردمی که با امیر المؤمنین علیه السلام دشمنی داشتند و کینۀ حضرت را در دل می پرورانیدند منتظر فرصتی بودند تا بدترین و سخت ترین آزار ها را به مولا بزنند و پیوسته در طول حیات حضرت دست از این صفت شیطانی خود برنداشتند، آنان توطئۀ نبش قبر حضرت را در سر می پرورانیدند، اما خدای تعالی تدبیر دیگری برای این کار کرده بود:" و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین " آنان مکر و حیله کردند و پرودگار با تدبیر خود مکر آنان را خنثی کرد چرا که پروردگار خوب تدبیر می کند. حسنین علیهما السلام پدر مظلوم و شهید خود را در دل شب به خاک سپردند تا این افراد دون نتوانند به خواستۀ خود نائل شوند، و مرقد حضرت تا زمان حضرت صادق علیه السلام مخفی بود و کسی به غیر از عدۀ کمی از جایگاه مرقد مولا آگاه نبودند!!!
محمد بن حنفیه می گوید: امیر المؤمنین علیه السلام را در دل شب امام حسن می شست و امام حسین بر او آب می ریخت، و نیازی برای چرخاندن حضرت نبود، زیرا هرگاه سمت راست و چپ حضرت را می خواستند شستشو دهند خود می چرخید!! و بوئی خوش تر از مُشک و عنبر از او ساطع بود. آنگاه امام حسن علیه السلام از خواهرشان حضرت زینب باقیماندۀ حنوط جدشان رسول خدا صلی الله علیه و اله را خواستند، حضرت زینب به سرعت آن را حاضر نمودند، هنگامی که آن را باز کردند بوی خوش آن منزل را فراگرفت، و تمام شهر کوفه بوی آن را استشمام نمودند [زیرا آن همان حنوطی بود که جبرئیل از بهشت برای حضرت آورده بود].
آنگاه حضرت را کفن کرده و بر تابوت قرار دادند، حسنین علیهما السلام قسمت پائین تابوت را گرفته بودند در حالی که قسمت پیشین آن خود از زمین بلند شد، ولی کسی بلند کنندۀ آن را نمی دید!! [حضرت جبرئیل و حضرت میکائیل علیهما السلام حمل کنندۀ مقدم تابوت بودند]... تابوت راه خود را طی می کرد و از درخت و دیوار و سنگی نگذشتیم مگر آنکه برای حضرت خم شده و تواضع کردند. تابوت را دنبال کردیم تا به نجف رسیدیم، تابوت در کنار مرقد حضرت [که از هزاران سال قبل به دست حضرت نوح آماده شده بود] بر زمین خوابید و حسنین علیهما السلام قسمت آخرین تابوت را بر زمین گذاشتند.
امام حسن علیه السلام بر پدر نماز خواندند، خاک قسمتی از زمین را کنار زدند ناگهان مرقدی آماده برای حضرت نمایان شد که بر روی آن چنین نوشته شده بود: این چیزی است که جد او نوح برای بندۀ صالح و طاهر و مطهر خدا (علی بن ابی طالب) آماده و مهیا نموده، آنگاه صدائی شنیده شد که فرمود: او را در تربت و مرقدش نازل کنید چرا که حبیب به انتظار دیدار حبیب خود می باشد!! حضرت را به خاک سپردند و آن هنگام قبل از طلوع فجر بود.
بی تابی دوستان در سوگ مولا
هنگامی که بدن نازنین امیر المؤمنین علیه السلام به خاک سپرده شد، صعصعة بن صوحان [یکی از اصحاب حضرت که در میان عدۀ قلیل تشییع کنندگان بود] کنار مرقد حضرت ایستاد، دستی بر قلب شکسته و محزون خود گذاشت و با دست دیگر خاک از مرقد حضرت بر می داشت و بر سر می ریخت و گریه کنان می گفت: پدر و مادرم به فدای تو ای امیر المؤمنین، گوارا باد بر تو این شهادت، همانا میلادی مبارک داشتی، در طول حیات بسیار صبور بودی، و جهادی بزرگ داشتی، در تجارت خود [بین دنیا و آخرت] سود بردی، و اکنون بر پروردگارت وارد شدی، پروردگار هم بشارت های خود را به استقبالت فرستاد و ملائکه تمام اطراف تو را گرفتند، و در جوار رسول خدا مسکن گزیدی، از پرودرگار برای ما بخواه تا در ایمان خود ثابت باشیم و به عمل تو سیر کنیم، و با دوستانت دوستی نمائیم و با دشمنانت دشمنی بورزیم، و با تو محشور شویم.
همانا بخاطر جهاد و یاری رسول خدا به مقام والائی دست یافتی... بهترین سلام ها بر تو باد، بوسیلۀ تو اسلام استقرار یافت ، و راه و روش آن بر مردم واضح گردید، در قبول اسلام بر دیگران سبقت گرفتی و رسول خدا را یاری کردی، و او را از گزند دشمنان حفظ نمودی...
آنگاه صعصعه گریۀ سخت و زیادی کرد و تمام کسانی که گرد او در کنار مرقد حضرت ایستاده بودند به گریه درآمدند، پس از آن به سوی حسنین علیهما السلام و دیگر اولاد حضرت رو کرده و آنان را در این غم عظمی تسلیت دادند. سپس به کوفه برگشته در حالی که هیچ یک از مردم کوفه خاک سپاری حضرت و امام و رهبر خود را نمیدانستند!!! و فردای آن شب امام حسن علیه السلام، ابن ملجم مرادی لعنت الله علیه قاتل حضرت را همانطور که مولا وصیت فرموده بودند با یک ضربت به هلاکت رساندند.
آگاهی مردم از شهادت مولا
هشام بن عبد الملک از حضرت باقر علیه السلام می پرسد: چگونه مردم دیگر شهر ها در آن روزی که امیر المؤمنین علیه السلام به شهادت رسید آگاه شدند؟ حضرت فرمودند:" انه لما کانت اللیلة التي قتل فیها عليٌ صلوات الله علیه لم یرفع عن وجه الأرض حجرٌ إلا وجد تحته دم عبیط حتی طلع الفجر... " همانا در آن شبی که علی صلوات الله علیه به شهادت رسیده و کشته شد، هیچ سنگی از زمین برداشته نشد مگر آنکه خون تازه زیر آن سنگ دیده شد و این تا طلوع فجر ادامه داشت!!
و همچنین حضرت باقر علیه السلام فرمودند: همانا پی کننده و کشندۀ شتر حضرت صالح فرزند زنا بود، و قاتل امیر المؤمنین صلوات الله علیه نیز فرزند زنا می باشد، و مراد [عشیره ای که ابن ملجم لعنت الله علیه از آن ها بود] می گفت: برای ابن ملجم در میان خود پدری نمی شناسیم!!... و همانا قاتل حسین زنا زاده بود، و هیچ یک از پیامبران و فرزندان آنان را غیر از زنا زادگان به قتل نمی رساند.
رحمک الله یا أبا الحسن کنت اول القوم اسلاماً و أخلصهم ایماناً و أشدّهم یقیناً، فجزاک الله عن الاسلام و عن رسول الله و عن المسلمین خیراً قویت حین ضعف أصحابه و نهضتَ حین وهنوا و لزمت منهاج رسول الله إذ همّ أصحابه، عظمت رزیتک في السماء و هدّت مصیبتک الأنام فإنا لله و إنا إلیه راجعون رضینا لله قضائه و سلّمنا لله أمره فو الله لن یصاب المسلمون بمثلک أبداً کنت للمؤمنین کهفاً و حصناً و قمّة راسیة و علی الکافرین غلظة و غیظاً فألحقک الله بنبیه و لا حرمنا أجرک و لا أضلنا بعدک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:25 قبل از ظهر توسط میرناصر بوذری - بدون مرز
