تبليغاتX
 انتظار سبز Green wait
انتظار سبز Green wait
دفاع خالص از مقام ولایت حضرت صاحب الامر (عج)
حکومت بر جهان هستی
حضرت مولانا اباعبدالله الصادق از پدرشان

 سیدنا محمد بن علی الباقر علیهما السلام نقل فرمودند:

هر گاه قائم علیه السلام ما قیام کند برای مردم

این آیه شریفه قرآن را تلاوت می کند ففررت منکم

 لما خفتکم فوهب لی ربی حکما و جعلنی من المرسلین

 چون از شما ترسیدم لذا دوری اختیار کردم اما خداوند

 بزرگ مرا از فرستادگان خویش قرار داده و نیز مقام فرمانروایی

 و حکومت بر جهان هستی را به من عطا فرموده است -

 از کتاب مجموعه فرمایشات امام عصر ارواحنا فداه - ص ۱۸۲. 


[ ]
+
شفای 99 درد

لا حول و لا قوه الا بالله

قال رسول الله (ص): قول لا حول و لا قوه الا بالله فیها شفاء

من تسعه و تسعین داء ادناهم الهم

حضرت ختمی مرتبت سیدنا و مولانا

پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:

ذکر لا حول و لا قوه الا بالله ۹۹ درد را شفا می دهد که کمترین

آنها اندوه است.

 مستدرک الوسائل ج ۵ ص ۳۶۷

لا حول و لا قوه الا بالله

 


[ ]
+
نماز همه مومنین
حضرت امام محمد بن علی الباقر علیه السلام درباره کلام خداوند چه می فرمایند؟

قرآن کریم: و ان من اهل الکتاب الا لیومنن به قبل موته و یوم القیامه یکون علیهم شهیدا - آیه ۱۵۹ سوره نساء

امام باقرالعلوم معدن علم و حکمت الهی می فرمایند: تحقیقا عیسی (ع) پیش از روز قیامت به دنیا می آید پس اهل هیچ آیین یهودی و غیر آن باقی نماند مگر آن که پیش از مردنش به او ایمان آورد و پشت سر حضرت مهدی علیه السلام نماز می گذارد - تفسیر قمی جلد ۱ صفحه ۱۵۸

 


[ ]
+
علامه سيد مهدي بحرالعلوم را چگونه مي شناختيم؟؟

علامه سیدمهدی طباطبایی بحرالعلوم رضوان الله تعالی علیه

دریای بیکران دانش

درشب جمعه سال 1155ه.ق درکربلای معلا،درخانواده ای روحانی وپرهیزگارپا به عرصه هستی نهاد.وی پس از گذراندن علوم مقدماتی ودوره سطح حوزه( فقه واصول )،درآغازبلوغ به درس خارج راه یافت وپس از5 سال درس وبحث فشرده به مقام بلند اجتهاد ، درسن بیست سالگی ، باریافت؛ تا جایی که اساتید بزرگ او، وی را مجتهدی جمع شرایط می دانستند ومردم را درمسایل وفتاوای احتیاطی خود به سوی سیدمحمدمهدی راهنمایی می کردند.

سیدبزرگوار،درسن31سالگی،به قصدزیارت علی ابن موسی الرضا(ع)راهی مشهدمقدس می گرددودر اقامتی 6-7ساله علاوه بردیدارهاومباحثات علمی بامردم وعلمادردرس فلسفه،حکمت،عقایدوکلام میرزا مهدی اصفهانی خراسانی شرکت می جوید و اندوخته های علمی خود را به کمال می رساند .استاد بزرگ خراسان که ازهوش واستعداد سرشار سید محمد مهدی شگفت زده گردیده بود ، روزی درحین درس خطاب به وی می گوید:(یاأخاأنت بحرالعلوم؛ای برادر، تودریای علم ودانشی!) وازآن لحظه بود که سید به لقب بحرالعلوم معروف شد.

 

سیدبحرالعوم،درآغوش امام زمان(عج)

میرزای قمی،نویسنده کتاب قوانین،می گوید:(من باعلامه بحرالعلوم دردرس آقا وحیدبهبهانی هم مباحثه بودم.اغلب من برای او بحث راتقریرمی کردم تا اینکه به ایران آمدم وکم کم شهرت علمی سید بحرالعلوم به همه جا رسیدومن تعجب می کردم. تازمانی که خدا توفیق فرمود که برای زیارت عتبات موفق بشوم. وقتی به نجف اشرف وارد شدم ، سید را ملاقات کردم.

مساله ای عنوان شد،دیدم سید بحرالعلوم دریای مواج وعمیقی ازدانش ها ست. پرسیدم:"آقا ما که با یکدیگرهم بحث بودیم، شما این مرتبه را نداشتید وازمن استفاده می کردید.حال شما را مانند دریا می بینم. "سید فرمود:"میرزا ! این ازاسرار است که فقط به تو می گویم .تامن زنده ام، این رازرا به کسی نگو!وآن راکتمان بدار! "من قبول کردم.آن گاه فرمود:" چگونه این گونه نباشم وحال آن که آقایم(حجت بن الحسن (عج)) مرا شبی درمسجدکوفه به سینه مبارک خود چسباند".)

 

دیدارامام زمان(عج) ازسید بحرالعلوم درمکه معظمه

سیدبحرالعلوم،درحدود38سالگی، راهی حجازگردیدواستقبال گسترده مردم وشخصیت های علمی ازاو موجب شد تا مدت دوسال درکنار خانه خدا اقامت ورزد وبه درس وبحث وتبلیغ معارف اسلامی بپردازد.

تسلط اوبرفقه اهل سنت وحسن شهرت وسخاوتش او راچنان درمیان ساکنان آن دیار، به خصوص اهل علم،معروف ومحبوب ساخت که هرروزه شمار فراوانی ازمردم ودانشمندان به دیدنش می رفتند واز وی کسب فیض می نمودند. شگفت آنکه پیروان هرکدام ازمذاهب سید را پا یبند به مذهب خود می پنداشتند. اوتمام این مدت را به تقیه گذرانید و جلسات درس اودرعلم کلام طبق مذاهب چهارگانه اهل سنت دایربود. وی دراواخر اقامت خود درمکه، مذهب خود را اعلان فرمود.وقتی خبرشیعه بودن سید به گوش پیروان دیگرمذاهب رسید،ازاطراف واکناف به خانه اوآمدند وباوی به مناقشه پرداختند واوبا دانش انبوه خودبر تمامی آنها برتری پیداکردوهمه آنها رابا دلیل های مستحکم ومنطقی به سوی حقیقت اسلام که همان ولایت وامامت است،مجذوب ساخت.

یکی ازآثاراین مردبزرگ درحجاز،شیعه شدن امام جمعه مکه درسن 80سالگی بوده است.آنچه درپی می آید،ماجرای یکی ازتشرفات جناب سید مهدی بحرالعلوم رضوان الله تعالی علیه می باشد که درزمان اقامت آن بزرگواردرمکه مکرمه اتفاق افتاده وخودشاهدی برمقام ولایی وعرفانی آن بزرگواراست:آخوندملازین العابدین سلماسی که ازشاگردان ویاران نزدیک سید بوده است، می گوید:(ایامی که درجوارخانه خدانزد سید به خدمت مشغول بودم، روزی اتفاق افتاد که در خانه هیچ چیزی نیافتم. مطلب راخدمت سید عرض کردم، چیزی فرمود. برنامه روزانه جناب بحرالعلوم این بود که اوصبح وقت طوافی دورخانه کعبه می کردآن گاه به خانه می آمدوبه اتاقی که مخصوص خودش بود،می رفت.ماقلیان وتنباکویی برای او می بردیم ،آن رامی کشیدوآن گاه درمحل تدریس خودحاظرمی شدوبرای هرصنفی برطبق مذهبش درس می گفت وبه طورمرطب،مبالغ قابل توجهی به شاگردان ودیگر مراجعه کنندگان هدیه می داد.در آن روزی که ازتنگد ستی شکایت کردم،چون ازطواف برگشت،به حسب عادت قلیان راحاظرکردم که ناگهان درخانه به صدادرآمد.

سیدبه شدت مضطرب شد وبه من گفت:"قلیان رابگیروازاینجابیرون برو!!"آنگاه خودباشتاب به طرف دررفت وآن رابازکرد.شخص بزرگواری درلباس عربی داخل شد وبه اتاق سید رفت ونشست. سید درنهایت فروتنی وادب دم در نشست.ساعتی نشستندوبایکدیگرسخن گفتند.پس ازمدتی سیداز جای خویش برخاست ودرخانه رابا احترام بازکرد.آن گاه درنهایت تواضع دست آن مهمان رابوسیدواورابرناقه ای که دم درخانه خوابانده بود،سوارکرد.وقتی مهمان رفت، جناب سید بارنگ دگرگون بازگشت وحواله ای به دست من دادوگفت:"این حواله برای مرد صرافی است که دربازار صفا مغازه دارد.نزد اوبرو وهرچه به اوحواله شده است ،بگیر!"آن حواله راگرفتم ونزد همان مردی که سید سفارش کرده بود، بردم . مرد صراف چون حواله را گرفت، به آن نظرنمود وآنرا بوسید وگفت:"برو چند باربرو کارگر بیار!"پس رفتم و4باربرآوردم. به قدری که آن چهارکارگرقدرت حمل داشتند، پول آن زمان راازمغازه مرد صراف برداشتندوبه منزل آوردند.پس از رسیدن به منزل،من فوراٌبه سوی مغازه صرافی برگشتم تاازحال اوونویسنده حواله جویا شوم که اوچه کسی بود.وقتی رفتم،نه صرافی را دیدم و نه مغازه ایرا.ازمغازه صراف پرس وجوکردم،گفتندما اصلا دراینجا دکان صرافی ندیده ایم.

اما مطلب مهم ديگر اينكه در مراسم عزاداري بر مصائب مولانا اباعبدالله الحسين در عراق ديدند كه ايشان با سر و پاي برهنه (بدون عمامه) بر سر زنان و پر شور عزاداري مي كنند و وقتي سبب را از ايشان مي پرسند مي فرمايند كه: من چگونه سر و پا برهنه بر مصائب جدم گريه نكنم در حالي مي بينم مولايمان - حضرت بقيه الله الاعظم امام همه خلق و هستي و واسطه فيض عالم - اين گونه - سر و پا برهنه - براي جناب جدشان عزاداري مي كنند. و اين عظمت مقام مولا حضرت سيدالشهدا را می رساند و احترام و ادب حضرت اباصالح المهدي القائد القائم به ايشان را نشان مي دهد و سرمشقي است كه ما نيز بايد و شايد كه همچون ايشان با دل و جان و با همه وجود و پر شور برای سالار شهیدان عزاداري كنيم و بدانيم كه درمانگاه حضرتي ۲۴ ساعته هست و در بارگاه آسماني ايشان به روي همه باز است و نا اميد نشويم و خود را لحظه اي از كرم ايشان دور نبينيم تمامی تشرفات و کرامات و عنایات خاصه که برخی از آنها در کتب مربوط آمده نشان از دست آسمانی حضرات معصومین علیهم السلام دارد که شامل همه افراد می شود و جائی و راهی برای نخوت و تنبلی و ناامیدی و یاس نمی ماند.

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجه


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!