تبليغاتX
 انتظار سبز Green wait
انتظار سبز Green wait
دفاع خالص از مقام ولایت حضرت صاحب الامر (عج)
وارثان زمین

قرآن
«و در حقيقت، در زبورْ پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث مى برند».
«و مى خواهيم بر كسانى كه در زمينْ فرودست نگه داشته شده اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايانِ (مردم) قرار دهيم و ايشان را وارثِ (زمين) كنيم».
«اوست كسى كه پيامبرِ خود را به (قصدِ) هدايت و با آيين حق فرستاد تا آن را بر همه دينها پيروز گرداند و گواه بودنِ خدا كفايت مى كند».
«اوست كسى كه پيامبر خود را به (قصدِ) هدايت و با آيين حق فرستاد تا آن را بر همه دينها پيروز گرداند، هرچند مشركان را ناخوش آيد».
«خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين، جانشين قرار دهد، همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند، جانشين قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و ترسشان را به آرامش و امنيّت مبدّل گردانَد تا مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هركس پس از آن به كفر گرايد، آنان همان نافرمانان اند».

حديث
1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : قيامت برپا نشود تا آنكه مردى از اهل بيتم كه همنام من است، حكومت يابد.

2 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : دنيا به آخر نرسد تا آنكه مردى از اهل بيتم كه همنام من است، بر عربها فرمانروايى يابد.

3 ـ ابو ليلى: رسول خدا صلّى الله عليه و آله به على عليه السّلام فرمود: «تو با من در بهشت خواهى بود و نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند، من هستم و تو و حسن و حسين و فاطمه...» . سپس فرمود: «اى على! هشدار از كينه هايى كه (نسبت به تو) در سينه هاى برخى نهفته است و بعد از مرگ من آنها را آشكار مى كنند. اينان را خدا و لعنت گران، لعنت مى كنند. پيامبرصلّى الله عليه و آله سپس گريست و فرمود: جبرئيل به من خبر داد كه پس از من، اين عده به او (على) ستم مى كنند و اين ستم همچنان ادامه مى يابد تا آنكه قائم آنان (اهل بيت) قيام كند و كارشان بالا گيرد و امّتْ بر محبّت و دوستى ايشان همداستان شوند و دشمنانشان اندك شود و كسانى كه آنان را ناخوش دارند، به ذلّت افتند و ستايندگانشان زياد شوند و اين زمانى است كه شهرها ديگرگون شود و بندگان ناتوان گردند و اميدى به فرج و گشايش باقى نَماند. در اين زمان، مهدى قائم از نسل من به همراه عده اى ظهور كند كه خداوند به واسطه آنان حق را رو مى آورد و با شمشيرهاى ايشان باطل را درهم مى شكند و مردم، داوطلبانه يا از ترس، پيروى مى كنند». سپس فرمود: «اى مردم! بشارت بادا شما را به فرج و گشايش؛ زيرا كه وعده خدا راست و تخلّف ناپذير است و حكم و قضاى او برگشت ندارد و اوست حكيم و آگاه. فتح خدا نزديك است. بار خدايا! آنان خانواده من هستند. پس پليدى را از آنان بزداى و كاملاً پاك و مطهّرشان گردان! بارخدايا! آنان را حفظ و نگهدارى كن و با آنان باش و ياريشان ده و عزّتشان بخش و خوارشان مگردان و به جاى من، براى آنان باش! همانا تو بر آنچه بخواهى، توانايى».

4 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : بشارت! بشارت! [ سه بار فرمود ]. حكايت امّت من در حقيقت، حكايت بارانى است كه معلوم نيست آغازش بهتر است يا فرجامش. حكايت امّت من در حقيقت، حكايت باغى است كه يك سالْ گروهى را ميوه مى دهد و سال بعد، گروهى ديگر را. و شايد در آخر آن باغ عدّه اى باشند كه
آنجا داراى نهرى گسترده تر وطول وعرضى پهناورتر وميوه هايى [دوستى] نيكوترباشد. چگونه هلاك شود امّتى كه آغازش من هستم و بعد از من، دوازده نفر انسان سعادتمند و خردمند هستند و مسيح، عيسى بن مريم، در آخر آن قرار دارد؟! امّا از بين اين امّت، كسانى كه دست به فتنه و كشتار زنند، نابود مى شوند. اينان از من نيستند و من از آنان نمى باشم.

5 ـ حذيفه: شنيدم رسول خدا صلّى الله عليه و آله مى فرمايد: «دردا و دريغا بر اين امّتْ از دست فرمانروايانى جبّار و ستمگر كه اطاعت كنندگان را مى كُشند و دچار رعب و وحشت مى سازند، مگر كسانى را كه در برابر آنان اظهار اطاعت كنند. مؤمن پرهيزگار، به زبانْ با ايشان سازش مى كند و به دل از آنان مى گريزد. پس هرگاه خداوند ـ عزوجل ـ بخواهد عزّت را به اسلام بازگرداند، هر ستمگر جبّارى را در هم شكند و او بر هر چه بخواهد، قادر است و مى تواند امتى را كه تباه شده است، اصلاح گرداند».
سپس فرمود: «اى حذيفه! اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد، خداوند، آن روز را چندان طولانى مى سازد تا اينكه مردى از اهل بيت من حكومت را به دست گيرد. حماسه ها به دست او صورت مى پذيرد و اسلام پيروز مى شود. خداوند، خُلف وعده نمى كند و او حسابرسى سريع است».

6 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : قيامت برپا نشود تا اينكه قائمِ بر حقّ ما قيام كند و اين قيام زمانى رخ دهد كه خداوندـ عزوجل ـ به او اجازه دهد. هركه از او پيروى كند، نجات يابد و هركه از وى تخلّف نمايد، نابود شود. خدا را، خدا را اى بندگان خدا! نزد او رَويد، اگرچه ناچار شويد از روى يخ عبور كنيد؛ زيرا كه او جانشين خداى ـ عزوجل ـ و جانشين من است.

7 ـ سلمان: چون بيمارى رسول خدا صلّى الله عليه و آله سخت شد، خدمت آن حضرت رسيديم. پيامبرصلّى الله عليه و آله به مردم [عيادت كنندگان] فرمود: «مرا با اهل بيت، تنها گذاريد». مردم برخاستند و من هم به همراه آنان برخاستم. پيامبرصلّى الله عليه و آله فرمود: «بنشين (اى سلمان!) تو از ما اهل بيت هستى». پس حمد و ثناى الهى را به جا آورد و آن گاه فرمود:«... درباره عترت و اهل بيتم از خدا بترسيد؛ زيرا دنيا براى احدى پيش از ما دوام نياورْد و براى ما نيز باقى نمى ماند و براى هيچ كس پس از ما هم نمى پايد».
سپس به على فرمود: «دولت حق، پُر خير و بركت ترينِ دولتهاست. بدانيد
كه شما بعد از آنان به ازاى هر روز (كه آنان حكومت كرده اند)، دو روز و به ازاى هر ماه، دو ماه و به ازاى هر سال، دو سال حكومت خواهيد كرد».

8 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : خداى متعال فرمود: «همانا زمين را بندگان شايسته من به ارث مى برند». آن شايستگان، ما هستيم.

9 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : خداوند، زمين را براى من فشرد و درهم پيچاند و من شرق و غرب آن را ديدم وبه زودى حاكميت امّت من، به سراسر جهان خواهد رسيد.

10 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هنگامى كه به آسمان هفتم و از آنجا به «سدرة المنتهى» و از سِدره به حجابهاى نور برده شدم، پروردگارم ـ عزوجل ـ مرا ندا فرمود كه: «اى محمّد! به وسيله قائم شما... زمين را از دشمنان خود پاك مى كنم و دوستانم را وارث آن مى گردانم».

11 ـ امام باقرعليه السّلام ـ درباره آيه شريف : «و در حقيقت، در زبورْ پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد» ـ : آن بندگان شايسته ما هستيم.

12 ـ امام باقرعليه السّلام ـ در تفسير همين آيه ـ : آن بندگان شايسته خاندان محمّد ـ صلوات الله عليهم ـ هستند.

13 ـ امام باقرعليه السّلام ـ در تفسير همين آيه ـ : آنان ياران مهدى عليه السّلام در آخر الزمان هستند.

14 ـ امام باقرعليه السّلام ـ در تفسير همين آيه ـ : اين وعده اى است به مؤمنان كه وارثِ سراسر زمين خواهند شد.

15 ـ امام على عليه السّلام ـ در خطبه اى كه طى آن از آل محمّدصلّى الله عليه و آله ياد مى كند ـ : به واسطه (پايمردىِ) ايشان حق به محلّ خود بازگشت و باطل از جايگاهش رانده شد.

16 ـ امام صادق عليه السّلام : اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: «دنيا پس از چموشى هايش دوباره به ما روى خواهد كرد و مهربان خواهد شد، آن گونه كه ماده شتر بدخوى، با بچه خود مهربان مى شود». سپس اين آيه را قرائت كرد: «و مى خواهيم بر كسانى كه در زمين، فرودست نگه داشته شده اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) قرار دهيم و ايشان را وارثِ (زمين) كنيم».

17 ـ امام على عليه السّلام ـ درباره آيه: «و مى خواهيم بر كسانى كه در زمين، فرودست نگه داشته
شده اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان گردانيم و وارثان قرارشان دهيم» ـ : آنان (مستضعفان)، آل محمّد هستند. پس از آنكه رنجها و سختى ها كشيدند، خداوندْ مهدى آنان را مى فرستد و ايشان را عزّت مى بخشد و دشمنشان را ذليل و خوار مى گرداند.

18 ـ محمّدبن سيرين: از چندين نفر از مشايخ بصره شنيدم كه گفتند: على بن ابى طالب عليه السّلام پس از جنگ جمل ناخوش گرديد و نتوانست در نماز جمعه شركت كند. لذا به فرزندش حسن عليه السّلام فرمود: «فرزندم! تو برو و نماز جمعه را با مردم بخوان». حسن عليه السّلام به مسجد آمد و منبر رفت و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و شهادتين گفت و بر رسول خدا صلّى الله عليه و آله درود و صلوات فرستاد و فرمود: «اى مردم! خداوند، نبوّت را در ميان ما قرار داد و ما را بر خَلق خويش برگزيد و مقدّم داشت و كتاب و وحى خود را بر ما فرو فرستاد. به خدا قسم كه هركس چيزى از حقّ ما را كم گزارد، خداوندْ در دنيا و آخرت از حقّ او بكاهد و هيچ دولتى ضد ما نباشد، مگر اينكه عاقبْت از آنِ ما باشد "و قطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست".
سپس نماز جمعه را با مردم خواند. سخنان او به گوش پدرش رسيد. چون نزد پدر خود برگشت، على به او نگاهى كرد و بى اختيار، اشكهايش بر گونه هايش جارى شد و از حسن خواست كه به او نزديك شود و ميان چشمانش را بوسيد و فرمود: «پدر و مادرم فدايت! "فرزندانى كه بعضى از آنان از نسل برخى ديگرند و خداوند، شنوا و داناست"».

19 ـ امام حسن عليه السّلام ـ در سخنى با سفيان بن ابى ليلى ـ : بشارتت باد اى سفيان؛ زيرا دنيا نيكوكار و بدكار را در خود جاى مى دهد تا اينكه خداوند، پيشواى حق از آل محمّدصلّى الله عليه و آله را بفرستد.

20 ـ امام حسن عليه السّلام ـ در خطبه روز جمعه ـ : خداوند، هيچ پيامبرى نفرستاد، مگر اينكه براى او نقيبى و قومى و خانواده اى برگزيد. سوگند به آنكه محمّد را به حق پيامبر كرد ، هيچ كس نيست كه حقّ ما اهل بيت را كم گزارد، مگر اينكه خداوند، به همان مقدارْ از عمل او بكاهد و هيچ دولتى بر ضد ما نباشد، مگر اينكه عاقبت، از آنِ ما باشد "وقطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست".

21 ـ امام باقرعليه السّلام : در كتاب على ـ كه به املاى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و خط على عليه السّلام است ـ آمده است: "همانا زمين از آنِ خداست و آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، به ارث مى دهد و عاقبت، از آنِ پرهيزگاران است". من و اهل بيتم همان كسانى هستيم كه خداوند، زمين را به ما به ارث مى دهد و ماييم پرهيزگاران و زمين، تماماً از آنِ ماست. پس هريك از مسلمانان زمينى را احيا كند، بايد آبادش سازد و ماليات آن را به امامِ از اهل بيت من بپردازد و هرچه از آن زمين استفاده كند و بخورد، حقّ اوست و اگر زمين را رها سازد يا خرابش كند و بعد از او مَرد ديگرى از مسلمانان آن را بگيرد و آباد و احيايش كند، او نسبت به آن زمين از كسى كه آن را رها كرده، سزاوارتر است و بايد مالياتش را به امامِ از خاندان من بپردازد و هرچه از آن زمين استفاده كند، حقّ اوست تا زمانى كه قائمِ از خاندان من با شمشير ظهور كند. در اين زمان، او آن اراضى را تصرف كند و جلوى آنها را بگيرد و تصرف كنندگانشان را از آنها اخراج كند ـ همان گونه كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله زمينها را تصرف كرد و آنها را حفظ كرد ـ مگر زمينهايى كه در دست شيعيان ما باشد كه حضرت قائم، نسبت به آن اراضى با آنان مقاطعه مى بندد و زمين را در دست ايشان باقى مى گذارد».

22 ـ ابوبكر حضرمى: هنگامى كه ابوجعفر (امام باقر)عليه السّلام را به شام نزد هشام بن عبدالملك بردند و به دربارش رسيد، هشام به ياران خود و امويان حاضر در مجلس گفت: وقتى ديديد من، محمّد بن على را توبيخ كردم و سپس خاموش شدم، هريك از شما نيز رو به او كنيد و توبيخ و سرزنشش نماييد. سپس دستور داد كه به حضرت اجازه ورود دهند. چون ابو جعفرعليه السّلام وارد شد، با دست به همگان اشاره كرد كه: سلام بر شما. و بدين ترتيب به همه سلام كرد و سپس نشست. از آنجا كه به هشام به عنوان «خليفه» سلام نكرد و بى اجازه نشست، هشام شروع به توبيخ و سرزنش حضرت كرد و از جمله گفت: اى محمّد بن على! هميشه يك نفر از شما خاندان، ميان مسلمانان اختلاف انداخته و آنها را به سوى خود دعوت كرده و از روى بى خردى و نادانى، خود را امام دانسته است.
هشام تا جايى كه توانست آن حضرت را توبيخ و نكوهش كرد و چون خاموش شد، حاضران، يكى پس از ديگرى تا آخرين نفر به توبيخ و نكوهش امام پرداختند. وقتى همه آنها ساكت شدند، حضرت برخاست و فرمود: «اى مردم! به كجا مى رويد و مى خواهند شما را به كجا برند؟! به وسيله ما (خانواده) بود كه
خداوند، پيشينيان شما را هدايت كرد و (كار هدايتِ) آيندگانِ شما نيز به وسيله ما انجام مى پذيرد. اگر شما را سلطنتى زودگذر است، ما را سلطنتى درآينده خواهد بود و بعد از حكومت ما حكومتى نباشد؛ زيرا عاقبت كار، از آنِ ماست و خداى ـ عزوجل ـ مى فرمايد: «و عاقبت از آنِ پرهيزگاران است».

23 ـ امام باقرعليه السّلام : بدان كه براى بنى اميّه سلطنتى است كه مردم نمى توانند مانع آن شوند و براى اهل حق دولتى است كه چون (زمانش) فرا رسد، خداوندْ آن را به هريك از ما اهل بيت كه بخواهد، مى سپارد. پس هريك از شما آن دولت را درك كند، نزد ما مقامى بالا و رفيع داشته باشد و هر كه پيش از آن، خداوندْ جانش را بستاند، اجرش با خدا باشد.

24 ـ امام باقرعليه السّلام : درباره آيه: «و بگو: حق آمد و باطل نابود شد» ـ : هرگاه قائم عليه السّلام قيام كند، دولت باطل از بين برود.

25 ـ امام صادق عليه السّلام : ما را ايّام و دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را خواهد آورد.

26 ـ امام صادق عليه السّلام : بلا و گرفتارى ها از ما آغاز مى شود و سپس به شما مى رسد و آسايش و رفاه نيز از ما آغاز مى گردد و آن گاه به شما مى رسد. سوگند به آن كس كه بدو سوگند ياد مى شود، بى گمان، خداوند به دست شما پيروزى حاصل مى كند، همان گونه كه با سنگريزه (در واقعه اصحاب فيل)، پيروزى به بار آورد.

27 ـ امام صادق عليه السّلام : از پدرم درباره آيه: «و همگى با مشركان بجنگيد، همان گونه كه آنان همگى با شما مى جنگند» و آيه: «تا فتنه اى بر جاى نماند و دين، يكسره از آنِ خدا گردد» سؤال شد. فرمود: «زمان تأويل (و تحقّقِ) اين آيه هنوز نرسيده است. بعد از قيام قائم ما كسانى كه او را درك مى كنند، خواهند ديد كه تأويل (و تحقّقِ) اين آيه چگونه است. دين محمّد تا به هرجا كه شب مى رسد، گسترش مى يابد تا اينكه ـ همچنان كه خداوند مى گويد ـ اثرى از شرك [مشرك]، بر روى زمين باقى نمانَد».

28 ـ امام صادق عليه السّلام : درباره معناى آيه: «خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين جانشين قرار دهد، همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند، جانشين قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدّل گرداند تا مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نسازند» ، فرمود: «اين آيه درباره قائم و ياران او نازل شده است».

29 ـ در دعاى ندبه: قضاى الهى براى آنان درباره آنچه از پاداش نيكْ اميد مى رود، جارى گشت و زمين، از آنِ خداست و آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، به ارث مى دهد و عاقبت، از آنِ پرهيزگاران است. پاك و منزّه است پروردگار ما همانا وعده پروردگار ما بى گمان تحقّق مى پذيرد و خداوند، خُلف وعده نمى كند و او عزيز و حكيم است. به نقل از سایت حدیث نت به آدرس ذیل

 http://www.hadith.net/persian/ahl-al-bayt/ahl%20al-bayt%20in%20quran%20and%20hadith/persian/ahl-fr-12-01.htm


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!